ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

نام کاربری:   
رمز عبور:     
کد معرف:    
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.
96 4 100 1

معنی کلمه put

معنی put از مرجع آموزشی سطح مقدماتی به همراه تلفط و مثال

توسعه کلمه put

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • محمد مهدی
    1398/05/12 Saturday, August 3, 2019

    ، قراردادن‌، تحميل‌كردن‌بر(باto)، عذاب‌ دادن‌،تقديم‌داشتن‌، ارائه‌دادن‌، دراصطلاح‌ياعبارت‌خاصي‌قراردادن‌،ترجمه‌كردن‌، تعبيركردن‌، عازم‌كاري‌شدن‌، بفعاليت‌پرداختن‌، بكاربردن‌، منصوب‌ كردن‌واداشتن‌، ترغيب‌ كردن‌،متصف‌ كردن‌، فرض‌كردن‌، ثبت‌ كردن‌، تعويض‌كردن‌، انداختن‌،پرتاب‌، سعي‌، مستقر

  • محمد مهدی
    1398/05/12 Saturday, August 3, 2019

    she put the parcel on a chair: PLACE, set (down), lay (down), deposit, position, settle; leave, plant;

  • محمد مهدی
    1398/05/12 Saturday, August 3, 2019

    he didn't want to be put in a category: ASSIGN TO, consign to, allocate to, place in.

  • محمد مهدی
    1398/05/12 Saturday, August 3, 2019

    don't put the blame on me: LAY, pin, place, fix; attribute to, impute to, assign to, allocate to, ascribe to.





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت