ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

نام کاربری:   
رمز عبور:     
کد معرف:    
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.
96 4 100 1

معنی کلمه hard

معنی hard از مرجع آموزشی سطح مقدماتی به همراه تلفط و مثال

توسعه کلمه hard

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • محمد مهدی
    1398/02/28 Saturday, May 18, 2019

    سخت‌، سفت‌، دشوار، مشكل‌، شديد، قوي‌، سخت‌ گير،نامطبوع‌، زمخت‌، خسيس‌، درمضيقه‌

  • محمد مهدی
    1398/02/28 Saturday, May 18, 2019

    hard ground: FIRM, solid, rigid, stiff, resistant, unbreakable, inflexible, impenetrable, unyielding, solidified, hardened, compact, compacted, dense, close-packed, compressed

  • محمد مهدی
    1398/02/28 Saturday, May 18, 2019

    steely, tough, strong, stony, rock-like, flinty, as hard as iron, as hard as stone; frozen

  • محمد مهدی
    1398/02/28 Saturday, May 18, 2019

    hard physical work: ARDUOUS, strenuous, tiring, fatiguing, exhausting, wearying, back-breaking, gruelling, heavy, laborious; difficult, taxing, exacting, testing, challenging, demanding, punishing, tough, formidable, onerous, rigorous, uphill, Herculean;





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت