ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.
96 629 100 1

Captain

A cautious captain of a small ship had to go along a coast which he was unfamiliar with, so he tried to find a qualified pilot to guide him. He went ashore in one of the small ports where his ship stopped, and a local fisherman pretended that he was the one because he needed some money. The captain took him on board and let him tell him where to steer the ship.


ناخدای با احتیاط یک کشتی کوچک مجبور بود در امتداد ساحل دریایی که نمی شناخت حرکت کند، بنابراین او تلاش کرد تا یک ناخدای آشنا به آنجا را برای راهنمایی پیدا کند. او کنار یکی از بندرهای کوچکی که کشتی اش توقف کرد ایستاد؛ و یک ماهیگیر محلی چون به پول احتیاج داشت طوری وانمود کرد که یک راننده کشتی ماهر است. ناخدا او را سوار کشتی کرد و به او اجازه داد تا بگوید کشتی را به کجا براند.



After half an hour the captain began to suspect that the fisherman did not really know what he was doing or where he was going, so he said to him, 'Are you sure you are a qualified pilot?'


بعد از نیم ساعت، ناخدا مشکوک شد که ماهیگیر واقعا نمی داند چه کار دارد می کند یا به کجا می رود. پس به او گفت: "آیا تو مطمئنی که ناخدای ماهری هستی؟"



'Oh, yes' answered the fisherman. 'I know every rock on this part of the coast.' Suddenly there was a terrible tearing sound from under the ship. At once the fisherman added, "and that's one of them."


ماهیگیر جواب داد: "بله". "من هر صخره و سنگ در این قسمت دریا و ساحل را می شناسم ". ناگهان صدای درهم شکستن زیر کشتی به گوش رسید. سرانجام ماهیگیر افزود: "و این هم یکی از آن سنگ ها و صخره هاست!

Captain


کلمات کلیدی:
Captain, qualified pilot



نظر زبان آموزان در رابطه با این موضوع

    تا کنون هیچ کس به این موضوع نظری ارسال نکرده است




به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت