ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه vanish

توسعه کلمه vanish

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : كاني

    دستتون درد نکنه عالیه

  • نام : Reza

    disappear

  • نام : سید عادل

    meaning 1: to disappear suddenly, especially in a way that cannot be easily explained ==> My keys were here a minute ago but now theyve vanished

  • نام : سید عادل

    example: [vanish off the face of the earth] (=disappear so that no sign remains) ==> The bird vanished from sight

  • نام : سید عادل

    example 2: to suddenly stop existing [= disappear] ==> By the 1930s, the wolf had vanished from the American West

  • نام : زهرا

    vanish=fade=disappear=dissolve

  • نام : سارا

    life may not vanish from our mind like something on the habit shelf.زندگی چیزی نیستو که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود.

  • نام : yek.zemzeme@yahoo.com

    سلام خيلي ممنونم از اموزش زبان ، كاش مي شد جمله بندي هايي كه براي مثال مي گذاريد هم تلفظ داشت

  • نام : احمد

    سپاس

  • نام : Mohammad

    The plane suddenly vanished in the fog.

  • نام : نادر

    syn: disappear

  • نام : LEYLA

    تعریف‌های vanish فعل disappear suddenly and completely. "Mary vanished without a trace" مترادف‌ها: disappear, be lost to sight/view, become invisible, vanish into thin air, recede from view, dematerialize

  • نام : آرش

    فکر می کنم در جمله مثال برای کلمه vanish واژه magician (جادوگر) جا مانده است

  • نام : ali

    Mr Arash the word "witch" is used in this sentence ( instead of magician ).

  • نام : محمد مهدی

    سلام آرش جان واژه witch مترادف magician ;به معنی ساحره ، زن جادو گر میباشد

  • نام : آرش

    سلام جناب محمد مهدی ممنون از توضیحتان

  • نام : سمیه

    get lost

  • نام : غزل

    Dinosaurs vanished from the earth millions of years ago.

  • نام : مهدی

    to disappear from sight, especially quickly; become invisible:

  • نام : مهدی

    The frost vanished when the sun came out.

  • نام : سیدابوالحسن

    کد بندی کلمه برای حفظ:کنایه "و نیشِ" ی که تو صحبتاش بود همه زحمات را"به باد داد".

  • نام : ar

    مرتبط = vanishing cream

  • نام : ar

    مرتبط = vanishing point

  • نام : امیرحسین

    In mathematics, a root (or a zero) of a complex-valued function f is a member x of the domain of f such that f(x) vanishes at x.

  • نام : سحر

    کد بندی: وا نیس !!غیب شد!!!

  • نام : رسول

    وا نیش، موادم کو (با لحن معتاد)

  • نام : رسول

    can you vanish your rememberance

  • نام : عبدالغفور

    I don want to vanish although i cant.

  • نام : لیلا

    disappear

  • نام : رضا

    varnish paint for vanishing of dirty

  • نام : علی

    v. disappear, cease to exist

  • نام : احسان

    to go away, especially furtively or mysteriously; disappear by quick departure: The thief vanished in the night.

  • نام : احسان

    to disappear entirely without a clear explanation

  • نام : احسان

    disappear suddenly and completely. "Moira vanished without trace"

  • نام : احسان

    become zero.

  • نام : N

    to come to an end

  • نام : N

    get lost, as without warning or explanation

  • نام : N

    absent; remove

  • نام : N

    pass away rapidly

  • نام : الهام

    disappear

  • نام : الهام

    To disappear suddenly in a way that can not be explained easily

  • نام : مجید

    to be lost, or to become impossible to find

  • نام : مجید

    to become impossible to see any longer

  • نام : مجید

    if someone or something is absent

  • نام : مجید

    someone or something are missing or not in the place

  • نام : پیمان

    Who vanished?

  • نام : پیمان

    Tom seems to have vanished.

  • نام : پیمان

    The ghost vanished suddenly.

  • نام : پیمان

    The sun vanished behind the cloud.





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت