ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه tempt

توسعه کلمه tempt

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : سکینه

    if i saw a book about philosophy,tempt read that.

  • نام : fateme

    مترادف: cheat

  • نام : رضا

    A second helping tempted me. We refused the offer even though it tempted us.

  • نام : Reza

    entice,seduce

  • نام : فاطمه

    syn: solicit

  • نام : سید عادل

    meaning 1: to try to persuade someone to do something by making it seem attractive ==> It would take a lot of money to tempt me to quit this job

  • نام : سید عادل

    meaning 2: to make someone want to have or do something, even though they know they really should not ==> Youre tempted to buy that dress

  • نام : مهیا

    temptation in my heart, ........ Arash soung

  • نام : کاظم

    provoke or persuade someone to give up something and replace with another

  • نام : عسل

    - If you tempt someone, you try to persuade them to do a particular thing, by offering them something.

  • نام : LEYLA

    Nothing would tempt me to live zabanafza :d

  • نام : LEYLA

    sorry...leave

  • نام : LEYLA

    سلام دوستان در جمله اول من توی هیچ دیکشنری ندیدم که split معنیش بشه دسر !!!...لطفا راهنماییم کنید...متشکرم

  • نام : منیژه

    split: به معنای بستنی و میوه قاچ شده هم به کار رفته در دیکشنری که فکر کنم معادل همون دسر میشه دوست گرامی

  • نام : کسری

    banana split= type of dessert which contains bananas ice cream and whipped cream

  • نام : mandana.fazel@gmail.com

    ليلا خانم منظور موز تكه شده است كه در دسر هاي آمريكايي تحت نام Sundays در دو طرف ظرف قرار مي گيند و وسطش با بستني خامه و شكلات پر مي شود در اينجا احتمالا اشارهبه شكل وسوسه انگيز اين دسر دارند.

  • نام : behi

    God is never tempted to do wrong

  • نام : Roghieh

    جمله شما جالب است ولی از نظر گرامری اشکال داره فکر کنم باید می گفتی If I see a book about philosophy, it will tempt me to read that.

  • نام : سکینه

    بله فکر می کنم جمله شما تصحیح خوبی از جمله من است.

  • نام : مائده

    tempt the appetite

  • نام : ثنا

    encourage

  • نام : DB

    My friend work tempt me.

  • نام : Esmaeel

    http://www.gssherry.com/bananasplityear.htm

  • نام : زینب

    اگه میشه لطفا تلفظ جملات رو هم به برنامه اضافه کنید

  • نام : Esmaeel

    ُسلام خانم زینب از طریق ترنسلیت گوگل میتوانید صدای جملات را نیز بشنوید

  • نام : احمدرضا

    وسوسه انگیز temptation

  • نام : a.doostabadi@yahoo.com

    My wife tempt me that i buy beautiful car.

  • نام : مژگان - Architect

    Be tempted to do something.......... EXAMPLE: I am tempted to buy that dress

  • نام : وحید

    The shop windows were lit invitingly, tempting the late shoppers

  • نام : م

    she was tempted by the dessert menu.

  • نام : م

    I was tempted to take the day off.

  • نام : م

    how can we tempt young people into engineering?

  • نام : م

    nothing would tempt me to live here.

  • نام : رز

    فکر می کنم معنی درست جمله این باشد:یک قاج موز می تواند مرا وسوسه کند که رژیمم را بشکنم

  • نام : رز

    tempt=test , invite

  • نام : ar

    مشابه = tempting - temptation

  • نام : ar

    مشابه = tempter - temptable

  • نام : ar

    مشابه = tempter - temptable

  • نام : ar

    مشابه = temptation - the tempter

  • نام : سميه

    my husband attemt me to learn English.

  • نام : سميه

    sorry..

  • نام : سميه

    My husband temt me to learn English...

  • نام : عبدالغفور

    devil tempted me to lie.

  • نام : علی

    v. allure, entice, tantalize, seduce

  • نام : احسان

    the beautiful Delilah tempted Samson into kissing her دلیله‌ی زیبا سامسون را وسوسه کرد که او را ببوسد. Eve tempted Adam to disobey حوا آدم را برانگیخت که نافرمانی کند. they tempted him with money to betray his country با پول او را تطمیع کردند که به میهن خود خیانت کند. greed tempted him into a life of crime آز، او را به سوی زندگی جنایت‌آمیز کشاند. he tempted the hardships of the long voyage مصائب سفر دریایی طولانی را به خود هموار کرد.

  • نام : احسان

    Tempt fate .... با سرنوشت خود بازی کردن، مخاطره کردن

  • نام : N

    To try to get (someone) to do wrong, especially by a promise of reward

  • نام : احسان

    entice or try to entice (someone) to do something that they find attractive but know to be wrong or unwise. "there'll always be someone tempted by the rich pickings of poaching"

  • نام : احسان

    have an urge or inclination to do something. "I was tempted to look at my watch, but didn't dare"

  • نام : سید عبدالله

    appal company tempt me that i buy s6.

  • نام : مجید

    tempt sb into doing sth: The new program is designed to tempt young people into studying engineering.

  • نام : مجید

    tempt sb to do sth : It would take a lot of money to tempt me to quit this job

  • نام : مجید

    to say too confidently that something will have a good result, that there will be no problems etc, when it is likely there will be problems

  • نام : مجید

    v. 1. dispose or incline or entice to 2. provoke someone to do something through (often false or exaggerated) promises or persuasion 3. give rise to a desire by being attractive or inviting 4. induce into action by using one's charm 5. try to seduce 6. try presumptuously

  • نام : ارزو

    کدبندی برای حفظ: این "تم" مرا "وسوسه کرد".

  • نام : پیمان

    I was tempted.

  • نام : پیمان

    Don't tempt me.

  • نام : پیمان

    You're tempting fate.

  • نام : پیمان

    That must be tempting.

  • نام : یوسف

    I can't tempt myself.

  • نام : amir

    ممنون از شما





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت