ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه supermarket

فروشگاه بزرگ , سوپر ماركت

مرجع: لغات دیداری - کلمه و عکس

معنی، مثال و تلفظ کلمه supermarket  و معادل آن در فارسی


برای مشاهده عکس های کلمه supermarket روی لینک زیر کلیک کنید:

عکس های کلمه supermarket در وب

supermarket

Phonetic: /'ˈsupərˌmɑrkɪt/

توسعه کلمه supermarket

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : سید عادل

    a large shop which sells most types of food and other goods needed in the home, in which people take from shelves the things they want to buy and pay for them as they leave

  • نام : مائده

    Large self

  • نام : sara.h_b68@yahoo.com

    the supermarket it's not very far from your house(فروشگاه زیاد دور نیست از خونهء شما)

  • نام : احمدرضا

    مائده همه جا هست افرین به این پشتکار

  • نام : امیر

    a large self-service store selling foods and household goods.

  • نام : majid.iranmanesh@yahoo.com

    hyper market is big suppermarket

  • نام : فاطمه

    a store where customers can buy a variety of foods and usually household items

  • نام : زینب

    my baby likes to go to supermarket and buyes icecream every nught

  • نام : سعید

    mall is bigger than super market.

  • نام : سعید

    there are centeral malls which are used for shopping personal stuff

  • نام : احسان

    I do my shopping at Lincoln Mall من خریدهای خودم را در بازار لینکلن انجام می‌دهم.

  • نام : احسان

    ● (در بازی Pall-Mall) چکش چوبی

  • نام : احسان

    shopping center, variety of stores and businesses housed within a series of connected buildings or within a single building; pedestrian walkway, promenade; pall-mall

  • نام : سعید

    a very large store that sells food and other products for the home.

  • نام : پیمان

    What a big supermarket.

  • نام : پیمان

    I've been to the supermarket.

  • نام : پیمان

    He runs a supermarket in the town.

  • نام : پیمان

    They sell eggs at the supermarket.





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت