ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه punch

توسعه کلمه:

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : نادر

    hole punch

  • نام : حامد

    punch the ballمشت کردن توپ توسط دروازه بان

  • نام : امیر

    a device or machine for making holes in materials such as paper, leather, metal, and plaster.

  • نام : محمدعلي

    We punch papers to be folded!!

  • نام : محمدعلي

    The girls should pierce her ears by a punch to hang ear ring on!!!

  • نام : احسان

    strike with the fist. "he punched her in the face and ran off"

  • نام : احسان

    hit, strike, knock, thump, thwack, jab, cuff, clip, smash, slam, welt

  • نام : احسان

    press (a button or key on a machine). "I punched the button to summon the lift"

  • نام : احسان

    a blow with the fist. "he reeled under the well-aimed punch"

  • نام : مجید

    wad punch = سنبه

  • نام : مجید

    as ptoud as punch = بسیار متکبر واز خود راضی

  • نام : مجید

    lever punch = منگنه اهرمی

  • نام : مجید

    to punch a hole in = سوراخ کردن





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت