ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه pool

استخر, استخر شنا

مرجع: لغات دیداری - کلمه و عکس

معنی، مثال و تلفظ کلمه pool  و معادل آن در فارسی


برای مشاهده عکس های کلمه pool روی لینک زیر کلیک کنید:

عکس های کلمه pool در وب

توسعه کلمه pool

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : bita

    swimming pool, natatorium, lin

  • نام : جمیله

    an excavation that is (usually) filled with water

  • نام : motavalimohammad821@gmail.com

    linn,stank,swag,lake

  • نام : احسان

    a small area of still water, typically one formed naturally. synonyms: puddle, pond

  • نام : احسان

    "pools of water in the fields after the rain"

  • نام : احسان

    (of liquid) form a pool on the ground or another surface. "sweat pooled in the hollow of my back"

  • نام : احسان

    a small area of usually still water

  • نام : مجید

    aquifer is a underground pool that can be finished it's water if we extraction water a lot by well = آبخوان یک استخر زیرزمینی است که اگر اب آن توسط چاه زیاد استخراج شود می تواند تمام شود

  • نام : مجید

    wading pool = استخر کودکان

  • نام : مجید

    resting pool = حوضچه آرامش

  • نام : A

    swimming pool.

  • نام : سعید

    a game in which two players hit balls into holes at the edges of a table using a long stick called a cue

  • نام : پیمان

    Tom swam in the pool.

  • نام : پیمان

    I jumped in to the pool.

  • نام : پیمان

    We have a house with a pool.

  • نام : پیمان

    I don't know how to play pool.





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت