ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه neglect

توسعه کلمه neglect

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : سید عادل

    to pay too little attention to something....... to fail to look after someone or something properly .....to not do something

  • نام : آمین

    sny: pass over, ignore, disregard, over look

  • نام : سارا

    behind the poplar trees innocent negligence keeps calling me.

  • نام : پری

    سلام...

  • نام : پری

    دوستان ی پیشنهاد و در واقع خواهش دارم...

  • نام : پری

    میشه لطف کنید و هم خانواده یا دیگر شکل های کلمات رو توی نظر سنجی ها بزارید....مثلا،اگر ان کلمه به صورت فعل،صفت یا قید یا اسمش چی میشه؟

  • نام : پری

    با تشکرات فراوان از قبل.

  • نام : پروا

    غفلت inadvertency ,inadvertence ,default ,omission ,negligence ,neglect اهمال nonfeasance ,dodge ,neglect ,negligence فروگذاری omission ,neglect ,carelessness سرسری neglect ,inadvertency ,inadvertence ,frivolity ,flippancy ,carelessness neglect-/ فعل / غفلت کردن overlook ,neglect مسامحه کردن neglect فروگذار کردن omit ,neglect ,fail

  • نام : پری

    تشکرات فراوان پروا

  • نام : نادر

    ignore

  • نام : لیلی

    لیلا متضاد:attention

  • نام : soheil

    آقا بهترین ترجمه برای این کلمه میشه: صرف نظر کردن از

  • نام : وحید

    parents who neglect their children

  • نام : م

    she denies neglecting her baby.

  • نام : م

    the buildings had been neglected for years.

  • نام : سحر

    کد بندی:نق نزن انقدر این اتفاق به خاطر غفلت و بی تومهی خودت بود

  • نام : علی

    v. disregard, ignore; be negligent; forget to perform (a duty), shirk; fail to care for, abandon

  • نام : علی

    n. disregard, inattention; negligence; forgetfulness; abandonment

  • نام : احسان

    fail to care for properly. "the old churchyard has been sadly neglected"

  • نام : احسان

    synonyms: fail to look after, fail to care for, fail to provide for, leave alone, abandon

  • نام : احسان

    the state of being uncared for. "the place had a hopeless air of neglect"

  • نام : احسان

    synonyms: disrepair, dilapidation, deterioration, shabbiness, disuse, abandonment; raredesuetude "the whole place had a hopeless air of neglect"

  • نام : الهام

    omission

  • نام : لیلا

    می پسندم

  • نام : پیمان

    Tom neglected his work.

  • نام : پیمان

    Tom neglected his duties.

  • نام : پیمان

    Tom neglected his family.

  • نام : پیمان

    He frequently neglects his work.





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت