ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه gloves

یک جفت دستکش

مرجع: لغات دیداری - کلمه و عکس

معنی، مثال و تلفظ کلمه gloves و معادل آن در فارسی


برای مشاهده عکس های کلمه gloves روی لینک زیر کلیک کنید:

عکس های کلمه gloves در وب

gloves

توسعه کلمه gloves

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : سایمون

    gloves = hand wear

  • نام : وحید

    a piece of clothing that covers your fingers and hands

  • نام : محمدعلي

    We need gloves to preserve our hands in frigid climate!!

  • نام : محمدعلي

    Gloves is necessary for walking in frigid climate!!

  • نام : محمدعلي

    Washing dishes with a gloves!!

  • نام : مهدی

    A glove is a garment covering the whole hand

  • نام : محمدعلي

    I lost my gloves at the metro!

  • نام : احسان

    a covering for the hand worn for protection against cold or dirt and typically having separate parts for each finger and the thumb.

  • نام : احسان

    "rubber gloves"

  • نام : احسان

    synonyms: mitten, mitt, gauntlet; dataglove

  • نام : احسان

    (of a wicketkeeper, baseball catcher, etc.) catch, deflect, or touch (the ball) with a gloved hand. "Vaughan gloved it and got to his knees to throw"

  • نام : مجید

    boxing gloves = دستکش بوکس

  • نام : مجید

    to take off the gloves = رودربايستى راکنارگذاشتن ، بى ملاحظه گفتگوکردن

  • نام : مجید

    without the gloves = جدا، بى ملاحظه ، بى رود ربايستى

  • نام : مجید

    handwear: covers the hand and wrist

  • نام : A

    Mens gloves.دستکش مردانه





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت