ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه frigid

توسعه کلمه frigid

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : Reza

    cold,frozen

  • نام : خه بات

    Sexually unresponsive, Cold

  • نام : سید عادل

    meaning 1: very cold [= icy] ==> The frigid air

  • نام : سید عادل

    meaning 2: not friendly or kind [= cold, icy, frosty] ==> He looked at us with a frigid stare

  • نام : سید عادل

    meaning 3: a woman who is frigid does not like having sex.......... (having difficulty in becoming sexually excited)

  • نام : erfan

    not warm

  • نام : آنيا

    a frigid woman doesant have a complete sex

  • نام : a.yoosefiyan@yahoo.com

    frigids women hate having sex-

  • نام : LEYLA

    SYNONYM : frosty

  • نام : LEYLA

    ADVERB : ‘And who,’ she asked frigidly, ‘might you be?’

  • نام : mandana.fazel@gmail.com

    Other meaning: too formal, very serious,not warmly.They behaved us in a frigid maner.

  • نام : عبدالباسط

    very cold

  • نام : behi

    cold and unemotional

  • نام : behi

    He behaves in a frigid manner.

  • نام : رضا

    ICE

  • نام : fataneh

    دویستان از مثال هایی که میگذارید خیلی ممنونم . عالی است . من همه در نرم افزار B15 وارد میکنم و تمرین میکنم کاش شما هم این نرم افزار را داشتید تا فایل درست شده را باهم تبادل کنیم

  • نام : زینب

    Today has been too frigid,so i did not go out.

  • نام : هدیه

    سردمزاج (در زنان) ، بسيار سرد ، منجمد ، داراى اندکى تمايل جنسى [روانشناسى]: سردمزاج

  • نام : سید

    having no sexual desire

  • نام : سمیه

    f someone says that a woman is frigid, they mean that she does not easily become sexually aroused

  • نام : مائده

    The frigid zone -..............منطقه منجمد,منطقه افسرده

  • نام : مائده

    frighd manners ...اطوار خنک یا بــــــــــــی مزه

  • نام : مائده

    frigid Woman -- woman who is unresponsive sexually,

  • نام : مائده

    woman unable to achieve orgasm during SEXUAL intercourse ."

  • نام : DB

    This house is frigid.

  • نام : DB

    very very cold

  • نام : ل

    لیلاice

  • نام : قاصدک

    Ice cream was very frigid

  • نام : غزل

    Showing little or no enthusiasm: Scientists gave the new theory a frigid reception.

  • نام : امیرحسین

    very cold in temperature

  • نام : م

    frigid=( of a woman) not able to enjoy sex

  • نام : م

    frigid==very cold .....................................example: frigid air

  • نام : م

    frigid=frosty=not showing any feelings of friendship or kindness ......example: there was a frigid atmosphere in the room.

  • نام : سیدابوالحسن

    کدبندی حفظ کلمه: آب توی "فریزر" " " یخ" میزنه.

  • نام : ar

    مرتبط = frigid zone - frigid manners-frigidaire

  • نام : ar

    مشابه = the frigid zone - frigidly - frigidness

  • نام : reshadibadry@gmail.com

    She has frigid manner with me recent ly

  • نام : علی

    adj. cold; frozen; sexually unresponsive

  • نام : احسان

    چند مثال ...a wellcome that was polite but frigid، his frigid reaction to our proposal، the frigid waters of the North Atlantic

  • نام : احسان

    معنی جملات اخیر ...استقبالی که مودبانه ولی بسیار سرد بود، واکنش بسیار سرد او نسبت به پیشنهاد ما، آب‌های بسیار سرد شمال اقیانوس اطلس

  • نام : احسان

    very cold in temperature. "frigid water"

  • نام : احسان

    stiff or formal in behaviour or style. "the frigid elegance of the new Opera Bastille"

  • نام : مجید

    Frigid : سرد و منجمد، کد برای یادگیری: از کلمه فریزر گرفته شده است.

  • نام : مجید

    Brigid is frigid in Fridge freezer. = بریجد (نام دختر) در فریزر یخ زد (اگه بتونی سه بار تند پشت سرهم بگی جمله رو جایزه داری. خخخخخ)

  • نام : پیمان

    The frigid gaze swung back to her.

  • نام : پیمان

    His look was on of the frigid anger as he stormed out.

  • نام : پیمان

    The frigid air would simply sneak under the house and ooze up through the cracks in the floor.

  • نام : پیمان

    The prince again laughed his frigid laugh.





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت