ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه circulate

توسعه کلمه:

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : Reza

    move around

  • نام : سید عادل

    meaning 1: to move around within a system, or to make something do this ==> Swimming helps to get the blood circulating through the muscles

  • نام : سید عادل

    meaning 2: if information, facts, ideas etc circulate, they become known by many people ==> He began circulating that the Prime Minister was seriously ill

  • نام : سید عادل

    meaning 3: to send goods, information etc to people ==> The group circulated petitions to ban handguns

  • نام : سید عادل

    meaning 4: to talk to a lot of different people in a group, especially at a party

  • نام : ژاله

    go from place to place or person to person-go around-

  • نام : زهرا

    go around , orbit, spread about

  • نام : زهرا

    blood circulate in the body

  • نام : سارا

    circulate the water s larynx in all salty gravels of bordem!در همه ی ماسه های شور کسالت حنجره ی اب را رواج بده

  • نام : کسری

    they circulated amoung their guests.=socialize,mingle

  • نام : Mohammad

    The manager ordered circulate my document

  • نام : پروا

    به گردش در اوردن circulate گردش کردن rove ,revolve ,promenade ,itinerate ,gander ,circulate بخشنامه کردن circulate بدور محور گشتن circulate

  • نام : نادر

    move around sth

  • نام : LEYLA

    the fan circulates hot air around the oven

  • نام : محمد مهدی

    سارا جان جمله وشعرای خوبی به اشترک گذاشتی لطفا نام کتاب یا مرجعی که استفاده میکنی بنویس تا منم بتونم استفاده کنم

  • نام : حامد

    syn:roll-ambulation-canter-flow

  • نام : سیدابوالحسن

    کد بندی برای حفظ کلمه: ( " سیرکو لفت" ندید سریع" به جریان بندازید "

  • نام : مهدی

    move continuously or freely through a closed system or area

  • نام : مهدی

    pass from place to place or person to person

  • نام : رسول

    turn in circle way

  • نام : لیلا

    go around

  • نام : علی

    v. move around, move from place to place; distribute, pass around, hand out

  • نام : احسان

    blood circulates in the body خون در بدن گردش می‌کند. the circulatory system دستگاه گردش خون

  • نام : احسان

    this fan circulates the air throughout the apartment این پنکه هوا را در تمام آپارتمان به جریان می‌اندازد. he was circulating among the guests and greeting every one او در میان مهمانان می‌گردید و از همه احوالپرسی می‌کرد. the news quickly circulated around the city خبر به سرعت در شهر پراکنده شد.

  • نام : احسان

    this newspaper is circulated all over the country این روزنامه در تمام کشور پخش می‌شود. * circulating capital سرمایه‌ی در گردش، سرمایه‌ی جاری

  • نام : احسان

    move continuously or freely through a closed system or area. "antibodies circulate in the bloodstream"

  • نام : N

    to send, go, or pass from place to place or person to person: don't circulate the news

  • نام : N

    to be distributed or sold, esp. over a wide area

  • نام : N

    become widely known and passed on

  • نام : N

    broadcast

  • نام : مجید

    widely circulated = کثيرالانتشار

  • نام : مجید

    circulating asset = دارايى در گردش, دارايى جارى

  • نام : مجید

    circulating pump = پمپ دوار

  • نام : مجید

    deep circulation = گردش عمیق / عمقی

  • نام : لیلا

    می پسندم

  • نام : لیلا

    می پسندم

  • نام : پیمان

    Blood circulates through the body.

  • نام : پیمان

    This paper has a large circulation.

  • نام : پیمان

    He circulated from table to table at the reception.

  • نام : پیمان

    Thus money in circulation drops, and price escalation quietens down.





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت