ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه cap

توسعه کلمه:

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : وحید

    a soft hat with a stiff part called a peak that comes out over your eyesa baseball capan elderly man in a peaked cap

  • نام : امیرحسین

    با کلاهک پوشاندن cap پوشش دار کردن cap

  • نام : محمدعلي

    In the time of first Pahlavi putting cap was very popular among men!!

  • نام : مهدی

    A cap is a form of headgear

  • نام : Mina

    Civil Air Patrol

  • نام : Mina

    A usually soft and close-fitting head covering, either having no brim or with a visor

  • نام : احسان

    a kind of soft, flat hat without a brim and typically with a peak. "a man wearing a raincoat and a flat cap"

  • نام : احسان

    a protective lid or cover for an object such as a bottle, the point of a pen, or a camera lens. "a glass bottle with a screw cap"

  • نام : احسان

    put a lid or cover on. "he capped his pen"

  • نام : احسان

    provide a fitting climax or conclusion to. "he capped a memorable season by becoming champion of champions"

  • نام : مجید

    thinking cap = طرز تفکر

  • نام : مجید

    to cap the climax = ازحد گدشتن

  • نام : مجید

    to cap verses = مشاعره کردن

  • نام : مجید

    to p one's cap over one's ear = کلاه خود را روى گوش هاى خود کشيدن





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت