ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه boot

توسعه کلمه:

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : سید عادل

    a type of shoe that covers the whole foot and the lower part of the leg

  • نام : فاطمه

    we use boots in winter and rainy day.

  • نام : محمدعلي

    Putting boot in a shortest time is one of the primary ability for new soldiers!!

  • نام : محمدعلي

    Approaching winter's cold weather will cause people to put their boots!!

  • نام : محمدعلي

    We need a boot to walk in a snowy days!

  • نام : مهدی

    A boot is a type of footwear and a specific type of shoe.

  • نام : محمدعلي

    The famous actress puts an expensive boot!

  • نام : احسان

    a sturdy item of footwear covering the foot and ankle, and sometimes also the lower leg. "a pair of walking boots"

  • نام : احسان

    a hard kick. "he got a boot in the stomach"

  • نام : احسان

    kick (something) hard in a specified direction. "he ended up booting the ball into the stand"

  • نام : احسان

    start (a computer) and put it into a state of readiness for operation. "the menu will be ready as soon as you boot up your computer"

  • نام : مجید

    boot and saddle = سوار شويد

  • نام : مجید

    boot lace = بند کفش

  • نام : مجید

    boot locke = قفل صندوق عقب

  • نام : مجید

    half boot = نيم چکمه





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت