ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه belt

کمر بند

مرجع: لغات دیداری - کلمه و عکس

معنی، مثال و تلفظ کلمه belt و معادل آن در فارسی


برای مشاهده عکس های کلمه belt روی لینک زیر کلیک کنید:

عکس های کلمه belt در وب

belt

توسعه کلمه belt

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : وحید

    a narrow piece of leather, cloth etc that you wear around your waist, for example to keep your clothes in place or for decoration

  • نام : محمدعلي

    Fastening seat belt is mandatory for driving an automobile !!

  • نام : امیرحسین

    girdle

  • نام : محمدعلي

    Putting trousers without support by a belt can cause calamity in Qazvinian's party!!

  • نام : احسان

    a strip of leather or other material worn, typically round the waist, to support or hold in clothes or to carry weapons. "he tightened his leather belt an extra notch"

  • نام : احسان

    a strip of material used in various technical applications, in particular

  • نام : احسان

    fasten with a belt. "she belted her raincoat firmly"

  • نام : احسان

    beat or strike (someone), especially with a belt as a punishment. "I was belted and sent to my room"

  • نام : مجید

    Fasten seat belt, you can see on placard in road

  • نام : مجید

    belt conveyor = تسمه ،نوار نقاله

  • نام : مجید

    waist-belt = کمربند، کمر

  • نام : مجید

    belt-pulley = فلکه

  • نام : پیمان

    Give me your belt.

  • نام : پیمان

    Tom unblocked his belt.

  • نام : پیمان

    Tom fastened his seatbelt.

  • نام : پیمان

    Put your seat belt on.





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت