ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه assemble

توسعه کلمه:

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : سید عادل

    meaning 1: if you assemble a large number of people or things, or if they assemble, they are gathered together in one place, often for a particular purpose

  • نام : سید عادل

    example 1: A large crowd had assembled outside the American embassy

  • نام : سید عادل

    another example: He looked around at the assembled company (=all the people who had come there

  • نام : سید عادل

    another example: She had assembled a collection of her favourite songs

  • نام : سید عادل

    meaning 2: to put all the parts of something together ==> The aircraft will continue to be assembled in France

  • نام : سیدجلال

    با تشکر از سیدعادل عزیز

  • نام : زهرا

    as noun assembling

  • نام : زهرا

    fit together the separate component parts of a machine or other object

  • نام : Mohammad

    Automobile assemble work is useless.

  • نام : فرزانه

    All the people who had assembled for the picnic began to fall.

  • نام : reza

    مرسی سید عادل

  • نام : فاطمه

    سایت زبان افزا حرف نداره فقط خیلی بهتر میشد اگه مدل های دیگه کلمات رو هم قرار میدادید مثلا اسم یا صفت و ... .

  • نام : فاطمه

    assemble----> assembly:انجمن

  • نام : ali

    سید عادل عزیز سپاسگزارم.

  • نام : حامد

    put together-build up

  • نام : مژگان - Architect

    assembly line .......A system for making things in a factory

  • نام : ایمان

    gather

  • نام : سیدابوالحسن

    کد بندی کلمه برای حفظ: "اِ سمبل "نکن" مونتاژ کردن ِ"ماشینارو".

  • نام : mohsen

    When building a CATIA assembly with joints and/or constraints, there are a few key rules to keep in mind.

  • نام : ar

    مشابه = assemble capital stock

  • نام : ar

    مرتبط = assemble and go

  • نام : ar

    مشابه = three pass assembler

  • نام : امیرحسین

    mount

  • نام : لیلا

    to put all the parts of something together

  • نام : لیلا

    gather

  • نام : لیلا

    The aircraft will continue to be assembled in France

  • نام : علی

    v. gather together; put together; get together

  • نام : احسان

    gather, collect, assemble, congregate mean to come or bring together into a group, mass, or unit.

  • نام : احسان

    all the deputies were assembled in the hall همه‌ی نمایندگان در سالن جمع شده بودند. they assemble three times a year آنها سالی سه بار همنشست (جلسه) می‌کنند. wait until all the guests are assembled صبرکن تا همه‌ی مهمانان جمع شوند (بیایند).

  • نام : احسان

    engineers assembled the parts of the engine مهندسان قطعات موتور را به هم سوار کردند.

  • نام : مجید

    assemblage = جمع اورى اماد،جمع اورى ،اجتماع ،انجمن ،عمل سوار کردن( ماشين يا موتور) علوم نظامى : جمع اورى اقلام تدارکاتى

  • نام : مجید

    medical assemblage = مرکز جمع اورى پزشکى ، علوم نظامى : مرکز تجمع بيماران

  • نام : مجید

    assemble capital stock = سرمايه پرداخت نشده

  • نام : مجید

    critical assembly = ترتيب بحرانى

  • نام : spsamini@yahoo.com

    دست تک تک عزیزان درد نکنه==قابل استفاده بود





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت