ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه annual

توسعه کلمه annual

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : fateme

    مترادف: yearly , yearlong

  • نام : سید عادل

    meaning 1: (adjective) happening once a year ==> The school trip has become an annual event

  • نام : سید عادل

    meaning 2: (adjective) 2 based on or calculated over a period of one year ==> a household with an annual income of $60,000

  • نام : سید عادل

    meaning 3: (Noun) a plant that lives for one year or season

  • نام : سید عادل

    meaning 4 (Noun) ==> a book, especially for children, that is produced once a year with the same title but different stories, pictures etc

  • نام : احمد

    yearly

  • نام : فرزانه

    once a year

  • نام : آیلار

    happening every year

  • نام : پرستو

    عالی

  • نام : behi

    annual salary

  • نام : behi

    the annual course of the sun.

  • نام : LEYLA

    happening or done once every year

  • نام : رضا

    evry years

  • نام : mylovearak@yahoo.com

    The President presented its annual report to Parliament.

  • نام : مائده

    annual food plan----->>> برنامه غذایی سالانه

  • نام : HOO

    لطفا به فارسی هم بنویسید خو ما متوجه نمیشیم کی باید باید بخونه نظرات شما هارو ؟هان؟

  • نام : قاصدک

    annual benefit:سود سالانه

  • نام : حامد

    yearly-per annum

  • نام : محسن

    annual income of company

  • نام : همشهری

    almanac,yearbook

  • نام : نریمان

    new annual calendar

  • نام : نریمان

    an annual anniversary

  • نام : نریمان

    annualy anniversary

  • نام : نریمان

    annual program

  • نام : ar

    مرتبط = annual accumulation of sediment

  • نام : ar

    مرتبط = annual average score

  • نام : ar

    مرتبط = annual budget - annual aberration

  • نام : y

    لایک

  • نام : عبدالغفور

    با سلام خدمت زحمت کشان اسن سایت.راستش من آدرس سایتتون رو در نمایشگاه کتاب سال 93 از شما گرفتم.دوره قبلی واژگان زیادی یاد گرفته بودم.ولی الان از اول شروع کردم .بابت این امکان جدیدی که گذاشتید(حذف واژه هایی که بلد هستیم از سیکل تکرار)واقعا ممنون.برای افرادی مثل من خیلی مفید هست.

  • نام : لیلا

    ONCE a year

  • نام : علی

    adj. occurring once a year

  • نام : علی

    n. plant which lives for a single year

  • نام : احسان

    the annual meeting of the board of directors نشست سالیانه‌ی هیئت مدیره they meet annually آنها هر سال (سالی یک بار) ملاقات می‌کنند. this magazine is annual این مجله هر سال یک بار چاپ می‌شود. annual plants گیاهان یکسال‌زی annual ring چنبر سالیانه، حلقه‌ی سالیانه

  • نام : احسان

    occurring once every year. "the sponsored walk became an annual event"

  • نام : احسان

    a book or magazine that is published once a year under the same title but with different contents. "a Christmas annual"

  • نام : احسان

    an annual plant. "sow annuals in spring"

  • نام : مجید

    annual earnings = درامد سالانه

  • نام : مجید

    annual financial statement = گزارش مالى سالانه

  • نام : مجید

    annual increase = رشد سالانه , افزايش سالانه

  • نام : مجید

    annual preciptation = بارش/ ريزش سالانه

  • نام : پیمان

    What's your annual income?

  • نام : پیمان

    We always look forward To Tom's annual visit.

  • نام : پیمان

    My annual income is more than $100,000.

  • نام : پیمان

    They have their annual conference in may.





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت