ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه acclaim

توسعه کلمه acclaim

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : نرگس

    he was acclaimed for his poems

  • نام : خه بات

    Syn:applause, Praise, cheer for

  • نام : farhad

    He is acclaimed as the worlds fastest cartoonist because of his ability to sketch 50 celebrity caricatures within 5 minutes.

  • نام : سید عادل

    to praise someone or something publicly ==> His work was acclaimed by art critics

  • نام : لیلا

    admire

  • نام : behi

    Learn to drive with Acclaim

  • نام : behi

    Syn= kudos - applause - commendation - Praise

  • نام : محمد

    کلمات درایمیلم بازنمیشوند چکار کنم

  • نام : مائده

    A good friend of mine is laudable ethics

  • نام : مائده

    A good friend of mine is laudable ethics

  • نام : مائده

    he won a high praise.مورد ستایش بسیار واقع شد

  • نام : مائده

    Let a praise thee...بگذارید دیــــــــــــگران تو را بستایند.

  • نام : مائده

    Self praise خود ستایی

  • نام : مائده

    God's worship /praise/commend ..خدا را ستایش کردن

  • نام : حامد

    his work was acclaimed by art critics

  • نام : امیرحسین

    admiration, praise, acclaim, applause, acclamation

  • نام : sadegh

    very good

  • نام : سیدابوالحسن

    کدبندی کلمه برای حفظ: " اُ کولما" برا " تحسین " برداشتم.

  • نام : مهدی

    praise enthusiastically and publicly

  • نام : محمد یوسف

    ادعا کردن، جار کشیدن، هلهله کردن

  • نام : اذر

    ببخشد چرا صدا نداره

  • نام : mary

    syn: clap

  • نام : Bhrbghdr@yahoo.com

    لطفا نوع کلمه(اسم، فعل...) رامشخص کنید.

  • نام : javad

    praise, admiration

  • نام : مجید ر

    ac + claim

  • نام : محمدامین

    praise

  • نام : علی

    v. cheer for; praise, hail, extol; shout praise

  • نام : علی

    n. praise; applause

  • نام : احسان

    he was acclaimed for his poems به خاطر اشعارش مورد تحسین قرار گرفت. his book was widely acclaimed by critics منتقدین از کتاب او بسیار تعریف کردند.

  • نام : احسان

    they acclaimed him president با درود و شادباش رییس جمهوری او را اعلام کردند. the book deserves the acclaim it has received تعریف‌های تحسین‌آمیزی که از آن کتاب شده به جا است.

  • نام : N

    to welcome or salute with shouts or sounds of joy and approval

  • نام : احسان

    to praise (someone or something) in a very strong and enthusiastic way

  • نام : m_emam56@yahoo.com

    acclaim=تحسین

  • نام : پیمان

    They acclaimed him their leader.

  • نام : پیمان

    He had won new acclaim with the Nobel prize in Literature.

  • نام : پیمان

    It was party to critical acclaim from both the audience and the industry itself.

  • نام : پیمان

    On the other hand it may be a job promotion or acclaim for a project done well.

  • نام : m_emam56@yahoo.com

    کانال زبان ۵۰۴ و ۱۱۰۰ در کانال زیرtelegram.me/edu504





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت