ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه abandon

توسعه کلمه:

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : Reza

    =give up

  • نام : Siamak.tabatabaee@yahoo.com

    To leave

  • نام : Zeinab

    desert

  • نام : سهی

    ایکاش در مورد نحوه تلفظ توضیح بیشتری داده میشد

  • نام : e96_seraj@yahoo.com

    leave something or someone without any plan to coming back .

  • نام : سید عادل

    meaning 1: to leave someone, especially someone you are responsible for := How could she abandon her own child

  • نام : سید عادل

    meaning 2: to go away from a place, vehicle etc permanently, especially because the situation makes it impossible for you to stay [= leave] := We had to abandon the car and walk the rest of the way

  • نام : سید عادل

    meaning 3: to stop doing something because there are too many problems and it is impossible to continue := he game had to be abandoned due to bad weather

  • نام : حدیثه

    کاش میشد تلفظاش از نرم افزار longman باشه.

  • نام : مهندس

    فعل فاعل مفعولشم توضیح دهید.

  • نام : محمد

    لطفا speaker را هم برای شنیدن تلفظ فعال نمایید

  • نام : shohreesmaili@yahoo.com

    خیلی عالیه ممنون از زحمات شما

  • نام : mahdi

    good

  • نام : زهره

    كاش جمله با تلغظ مي غ

  • نام : عرفان

    کاش میشد با کلیک روی هر کلمه از جملات مثال تلفظ آنها را هم شنید. با تشکر

  • نام : زهرا

    عالیه

  • نام : زهرا

    البته کاش همه چی در مورد1کلمه همانجا بود نه تو1قسمت دیگه

  • نام : زهره

    عالیه،اما خیلی بهتر میشد اگه مترادفا ومتضادا کنار خود کلمه باشند بدون لینک کردن

  • نام : mohsen

    اولین لغت 504

  • نام : زهره

    quit

  • نام : mina

    she abandonded smoking.

  • نام : علی

    thanks

  • نام : nikoo

    i abandonded my love 1 month ago and i am happy now and i am in love with someone else........

  • نام : دختر آبی

    خوب بود.متظکرم.

  • نام : دختر آبی

    ببخشید .دستم خورد و ارسال شد.

  • نام : aboosaidi.ali90@gmail.com

    در اينترنت اكسپلورر بعضي كلمات بيصدا ميباشد

  • نام : سارا

    it also means: leave behind

  • نام : galexy_63@yahoo.com

    GOOD.THANKS

  • نام : LEYLA

    abandon somebody :The baby had been abandoned by its mother. People often simply abandon their pets when they go abroad. abandon somebody to something The study showed a deep fear among the elderly of being abandoned to the care of strangers

  • نام : LEYLA

    تصحیح میکنم پشت سر هم شد

  • نام : LEYLA

    abandon somebody: The baby had been abandoned by its mother. People often simply abandon their pets when they go abroad.

  • نام : LEYLA

    abandon somebody to something: The study showed a deep fear among the elderly of being abandoned to the care of strangers.

  • نام : ســــــــــارا.gh

    release

  • نام : aboosaidi.ali90@gmail.com

    ok

  • نام : Mehdi

    لطفا در صورت امکان تمام مترادف های کلمه به همراه متضاد آنها ارسال گردد. با سپاس

  • نام : حسین

    با نظر آقا مهدی موافقم

  • نام : Maryam

    leave

  • نام : عرفان

    mici

  • نام : mandana.fazel@gmail.com

    STOP DOING/ SUPPORTING SOMETHING

  • نام : mandana.fazel@gmail.com

    HE ABANDONEDTEACHING CAREER IN FAVOUR OF SPORT.

  • نام : شکیبا

    abandon -verb رهاکردن drop, abandon, unleash, release, extricate, leave/ ترک گفتن:abandon/ واگذار کردن:concede, entrust, transfer, give, assign, abandon / تسلیم شدن:surrender, submit, succumb, defer, give in, abandon

  • نام : شکیبا

    abandon-noun واگذاری: transfer, assignment, transference, submission, cession, abandon/ بیخیالی: abandon/ رهاسازی:triggering, emancipation, abandonment, dereliction, quit, abandon

  • نام : alireza

    leave ,extricate ,release ,unleash ,abandon ,drop ترك گفتن abandon واگذار کردن abandon ,assign ,give ,transfer ,entrust ,concede تسلیم شدن abandon ,give in ,defer ,succumb ,submit ,surrender تبعید کردن abandon ,expatriate ,displace ,deport ,banish ,exile دل کندن abandon abandon-اسم واگذاری abandon ,cession ,submission ,transference ,assignment ,transfer بیخیالی abandon رها سازی abandon ,quit ,dereliction ,abandonment ,emancipation ,triggering

  • نام : alireza

    əban`dən/ IPA / əbændən/ desert ; leave without planning to come back ; quit n. impulsiveness, lack of restraint, lack of inhibition v. forsake, leave behind, desert; reject, renounce, give up Ant. continue; persist

  • نام : محمد

    سلا م از شما تشكر مي كنم كه چنين سايتي را راه اندازي كرده ايد .

  • نام : عسل

    سلام عالیه متشکرم فقط ای کاش برای هر چیز که کلیک میکنیم ی برنامه جدا باز نمیشد.

  • نام : royayeman38@yahoo.com

    ur place over myeye

  • نام : بهداد

    لطفا تلفظ هم بگذارید

  • نام : sara

    hello, thanks very much but could u tell me what kind it's pronanciation is? is it American or British?

  • نام : عرفان

    تلفظ خیلی کلمات مشکل

  • نام : behi

    desert: to abandon one's farm -- to abandon a child-- to abandon a sinking ship

  • نام : behi

    I abandon the effort

  • نام : javad

    Hi.thx.it is very great for me

  • نام : nana.springgirl@yahoo.com

    I abandon my bad habitd.

  • نام : سایه

    خیلی خوبه.ممنون.

  • نام : hamid

    http://www.ask.com/question/use-abandon-in-a-sentence

  • نام : محمد رضا

    sounds great especially for those who are as busy as a bee without having enough time to spend on

  • نام : محمد رضا

    bye the way ,as english is subject to forgetting , my advice is to use the new words in your daily life instead of the drudgery of having to memorize them

  • نام : حسن

    لطفاً تو قسمت تلفظ آموزش خوندن تلفظ رو بزارید

  • نام : dvm.razi@yahoo.com

    باسلام مرسی فقط خواهشا مترادف های انگلیسی کلمات رو هم بنویسید

  • نام : حدیثه

    به محمد رضا By the way not bye the way

  • نام : seyed mehdi

    با سلام به همه دوستان آنهاي كه تلفظ مي خواهند به سايت http://www.thefreedictionary.com/keen بروند كلمه مربوط را بنويسند تمام مشخصات و كاربرد آن در زبان انگليسي مي آيد با تلفظ

  • نام : reza_somm@yahoo.com

    tnx

  • نام : زهره

    thanks

  • نام : محمد

    خوبه اقتباسیه

  • نام : mohammad

    tanks

  • نام : ch.dehroye@yahoo.com

    دمتون گرم اجرتون با سیدالشهدا انشا الله که هرچی می خواهید خدابهتون بدهد ممنون

  • نام : فرشاد

    Thank you very much

  • نام : yaser.ghorbani61@yahoo.com

    tanks for you

  • نام : mi.mojde@ymail.com

    خوب بود .اگر بشه ایدییمها رو هم آموزش بدید خیلی عالیه

  • نام : حسام الدین

    release, drope

  • نام : حسام الدین

    Farms and towns were abandoned ; their ruins can still be seen.

  • نام : هدیه

    ترک کردن ، ترک گفتن ، واگذارکردن ، تسليم شدن ، رهاکردن ، تبعيدکردن ، واگذارى ، رهاسازى ، بى خيالى

  • نام : مائده

    drop, abandon, release, unleash, liberate, extricate...(رها کردن)..

  • نام : امیرنوشان

    Leave

  • نام : رضا

    ok

  • نام : آرش

    tanks alot

  • نام : DB

    I abandon my work.

  • نام : رویا

    thanks

  • نام : mohsen

    thanks

  • نام : mostafa

    ممنون

  • نام : رئوف

    متشكرم،فقط بدون تلفظ آموزش ناقصه

  • نام : رویا

    زبان آموز گرامی تمام لغات تلفظ دارد

  • نام : مهدي

    عالي بود

  • نام : رضا

    leave

  • نام : ابراهیم

    واقعاعالیه فقط اگه میشدازجملات مبتدی تراستفاده میکردن که اونای که زیادبلدنیستن اونام بفهمن

  • نام : جواد

    ای کاش همه افرادمثل شما به فکر افراد جامعه بودند

  • نام : سیدجعفر

    درودبرشما"برا اولین روز من که آغاز کردم خوب بود.سپاس و بدرود.

  • نام : ابراهیم

    کاش.ولی حیف نیستن آقا جواد

  • نام : میثم

    می پسندم

  • نام : سامینا

    سلام عالیه کاش زودتر خبر دار شده بودم

  • نام : سمیرا

    ای کاش از مقدماتی شروع میکردن برایهرفر اطلاعاتشون دارن وروخوانی وتلفظ خیلی مشکل دارم موندم چکار کنم

  • نام : سمیه

    واسه من تلفظ صوتی نداره.کسی میتونه کمکم کنه بگه چراااا؟

  • نام : پDrس

    abandon is a verb

  • نام : me38897@gmail.com

    می پسندم

  • نام : علیرضا

    خوبه

  • نام : میلاد

    اگر امکان داره تلفظ جملات مثال کلمه جدید رو هم داشته باشید . باتشکر

  • نام : محمد حسین

    thanks.thats ok

  • نام : leila1000mosavi@gmail.com

    لیلاthank u very much

  • نام : mahmoodreza20@yahoo.com

    this is a good job keep going.thanks a lot.

  • نام : gh92.mohammadi@gmail.com

    واقعا"کار تان عالی بی نهایت سپاسگزارم

  • نام : Roya

    Leave something or somebody as a forse

  • نام : sahba_r72@yahoo.com

    force

  • نام : سارا

    متشكرم. چرا تلفظ كردن ها فعال نيست؟!

  • نام : نادیا

    to give up (something) completely or forever: to abandon all hope

  • نام : es_ojani@yahoo.com

    ابتکار ارزنده ای هست، متشکرم

  • نام : signalgostaranzan2@gmail.com

    عالی

  • نام : محمد

    childish abandon = شور و شوق كودكانه

  • نام : محمد

    براي كدگذاري يادآوري =(آبادان.... مردم آبادان عينك ريبن را ترك كردند)

  • نام : محمد

    خود را تسلیم كردن

  • نام : asgari.afsaneh67@gmail.com

    لطفاspeaker فعال كنيد

  • نام : reza_hashemi_k@yahoo.com

    اززحمات فعالین سایت تشکر میکنم

  • نام : سیدابوالحسن

    کدبندی حفظ کلمه:کوهنوردا در "آبان دنا" را " ترک کردند".

  • نام : nazanin

    EXP: My wife abandoned me.

  • نام : behzad

    tnx 4 evry sing

  • نام : ارسلان

    خیلی عالی

  • نام : mehdi

    خیلی عالی

  • نام : ar

    مرتبط = abandon ship

  • نام : ar

    مشابه = abandonment of a parcel, abandon d'un colis

  • نام : ar

    مشابه = abandoned rift - abandoned

  • نام : محمدعلي

    How difference between abandon and Abadan !!!

  • نام : محمدعلي

    Today's,In modern life the loyalty and honesty abandoned!!!

  • نام : سید امیر محمد

    it is good for your healthe when you abandon ceigarrets

  • نام : سید امیر محمد

    درجواب به امیر علی در پیام اول باید بگوم.a lot

  • نام : محمدعلي

    We can compare the meaning and utility of relinquish and abandon together !!

  • نام : سید امیر محمد

    .Madgidy abandon Esteghlal

  • نام : سید امیر محمد

    محمدعلی ok.

  • نام : محمدعلي

    Ok to dear Amir Mohammad!!

  • نام : محمدعلي

    It is usual among Russian men that suddenly abandon all the family members and take solitary way of life!!

  • نام : سید امیر محمد

    محمدعلی .thank yue

  • نام : بهروز

    Before abandon port,Captains has to check all ship checklist include:load,panel control,staffs,passengers,...

  • نام : سید امیر محمد

    بهروزcould you introducing yourself ?

  • نام : سمیه

    من هیچی متوجه نشدم کدوم کلمه /کدوم متضاد/ چرا/

  • نام : سمیه

    واای یاد گرفتم

  • نام : محمدعلي

    Instability in economical condition caused that my friend to abandon his city and migrate to another country!!

  • نام : رضا

    اگر مقدور بود چند جمله شش هفت کلمه ایی یا کمتر با قالیت پخش صوتی گذاشته میشد خیلی عالی بود بازم سپاسگزارم

  • نام : سمیه

    ممنونم ...خب ترک کردن دوست هم میتونه معنی بد ه...یعنی دوست خودتو ترک کردی؟

  • نام : محمدعلي

    His outstanding attribute is that he can abandon bad idea!!

  • نام : بهروز

    FORSAKE

  • نام : محمدعلي

    Some times we have to abandon our old idea!!

  • نام : مریم

    1

  • نام : سامان

    give up

  • نام : محمدعلي

    Police pursued the cars thief after he had been abandoned his hidden location and fled to the wood

  • نام : علی

    n. ==> impulsiveness, lack of restraint, lack of inhibition

  • نام : علی

    v. ==> forsake, leave behind, desert; reject, renounce, give up

  • نام : محمدعلي

    Because of a long time war ,they have to abandon his city and migrate to a peaceful area!

  • نام : عبدالغفور

    last year i abandoned rural life but i regretted. سال قبل من زندگی روستایی را ترک کردم ولی پشیمان شدم.

  • نام : ساحل

    خیلی خوبه مرسی

  • نام : بهتاش

    leave

  • نام : علی

    1. to leave someone, especially someone you are responsible for ⇒ abandoned: How could she abandon her own child? 2. to go away from a place, vehicle etc permanently, especially because the situation makes it impossible for you to stay SYN leave ⇒ abandoned

  • نام : احسان

    چند مثال... do not abandon hope، he abandoned his companion in the middle of the journey، childish abandon، he abandoned himself to lechery،

  • نام : احسان

    معنی جملات بالا: امید خود را از دست نده، او میانه سفر دوست خود را ترک کرد، شوروشعف کودکانه، او خود را تسلیم شهوت نمود

  • نام : مجید

    to go away from a place, vehicle etc permanently, especially because the situation makes it impossible for you to stay = leave

  • نام : مجید

    How could she abandon her own child?

  • نام : مجید

    We had to abandon the car and walk the rest of the way.

  • نام : مجید

    Fearing further attacks, most of the population had abandoned the city.

  • نام : بهتاش

    the lost tribe abandoned their living area.

  • نام : بهتاش

    we sought refuge in an abandoned house.

  • نام : بهتاش

    he finally decided to abandon smoking.

  • نام : پیمان

    To abandon the idea.

  • نام : پیمان

    Don't abandon us.

  • نام : پیمان

    I wont abandon you.

  • نام : پیمان

    Fox laughed with abandon.

  • نام : ژیلا

    Air attack forced the villagers to abandon their homes

  • نام : ژیلا

    The weather was so bad,we abandoned our plans for a picnic

  • نام : hamid

    thank you very good





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت