ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه Advise

توسعه کلمه:

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : payam

    syn : admonish

  • نام : امیرحسین

    tell somebody what you think they should do===>The doctor advised him to stop smoking.

  • نام : وحید

    to give your opinion to someone about the best thing to do in a particular situation

  • نام : وحید

    i’m afraid I’m not able to advise you

  • نام : سیدابوالحسن

    کد بندی برای حفظ کلمه: ( " اِ دِ ویز" ویز نکن " نصیحت نکن "

  • نام : مهدی

    As your lawyer I strongly advise you to compromise with him بعنوان وکیلتون بهتون قویا توصیه میکنم که با این شخص کنار بیاید

  • نام : فاطمه

    My doctor advised me to lose some weight. but i didn't. because its really difficult for me.

  • نام : A

    adults usually advise young

  • نام : امیرحسین

    verb

  • نام : امیرحسین

    give advice to

  • نام : نیره

    کد بندی: اد! وایسا نرو نصیحتت میکنم: ادوایس advise

  • نام : احسان

    he advised them not to buy a house به آنها توصیه کرد که خانه نخرند. he advised them of the latest reports او آنان را در جریان آخرین گزارش‌ها قرار داد.

  • نام : احسان

    advisee, n. کسی که به او نصیحت می‌شود، پند گیرنده advisor or advis¨er، n. رایزن، اندرزگر، مشاور، ناصح

  • نام : احسان

    offer suggestions about the best course of action to someone. "I advised him to go home"

  • نام : احسان

    recommend. "sleeping pills are not advised"

  • نام : پیمان

    Keep me advised.

  • نام : پیمان

    He advised caution.

  • نام : پیمان

    I'll keep you advise.

  • نام : پیمان

    He advised me not to mistake.





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت