ثبت نام در سایت

برای استفاده از امکانات سایت عضو شوید.

مرجع انتخابی:
ایمیل:       
  • ایمیل شما هرگز در اختیار دیگران قرار نخواهد گرفت.
  • هر زمان که بخواهید مي توانيد عضويت خود را لغو کنيد.

معنی کلمه shoes

(یک جفت) کفش

مرجع: لغات دیداری - کلمه و عکس

معنی، مثال و تلفظ کلمه  shoes و معادل آن در فارسی


برای مشاهده عکس های کلمه shoes روی لینک زیر کلیک کنید:

عکس های کلمه shoes در وب

shoes

توسعه کلمه shoes

در اینجا مثالها، کاربردها، نوع کلمه، مترادفها، متضادها و دیگر موارد را به اشتراک گذاشته و در مورد هر یک نظر خود را اعلام نمایید.

  • نام : محمدعلي

    Instead of this casual shoes you should use a sneakers for sport!

  • نام : احسان

    a covering for the foot, typically made of leather, having a sturdy sole and not reaching above the ankle.

  • نام : احسان

    something resembling a shoe in shape or use, in particular:

  • نام : احسان

    fit (a horse) with a shoe or shoes. "they are waiting to have their horses shod"

  • نام : احسان

    protect (the end of an object such as a pole) with a metal shoe. "the four wooden baulks were each shod with heavy iron heads"

  • نام : مجید

    a pair of shoes = يک جفت کفش

  • نام : مجید

    ammunition shoes = کفش سربازى

  • نام : مجید

    ox shoes = کفش بندى کوتاه که در روى پشت پاگرد مي خورد، کفش اسپرت

  • نام : مجید

    to die in ones shoes = کشته شدن ، ناگهان مردن

  • نام : محمدعلي

    How much do you buy your new shoes!?

  • نام : پیمان

    Shoes on sand.

  • نام : پیمان

    Tie your shoes.

  • نام : پیمان

    So where my shoes.

  • نام : پیمان

    Who wore no shoes.





به زبان آموزان سایت زبان افزا بپیوندید و با ارسال نظرات خود ما را در ارائه هرچه پربارتر خدماتمان یاری فرمایید.   راهنمای ثبت نام در سایت